تبليغاتX
سبز به رنگ خدا - عشق - دوست داشتن

 

  

  از زیر دست احساس و فهم می گریزد ، و سپس، طعم خویشاوندی و بوی خویشاوندی

 

  و گرمای خویشاوندی از سخن و رفتار و آهنگ کلام یکدیگر احساس می شود و از این

 

  منزل است که ناگهان، خودبخود، دو همسفر بچشم می بینند که به پهندشت بیکرانه

 

  مهربانی رسیده اند و آسمان صاف و بی لک دوست داشتن بر بالای سرشان خیمه گسترده

 

  است و افقهای روشن و پاک صمیمی « ایمان » در برابرشان باز می شود و نسیمی گرم و

 

  لطیف ،  همچون روح یک معبد متروک که در محراب پنهانی آن، خیال راهبی بزرگ نقش

 

  بر زمین شده و زمزمه دردآلود نیایش مناره تنها و غریب آنرا به لرزه می آورد  هر لحظه پیام  

 

  الهام های تازه آسمانهای دیگر و سرزمینهای دیگر و عطر گلهای مرموز و جانبخش بوستانهای  

 

  دیگر را به همراه دارد و خود را، به مهر و عشوه ای بازیگر و شیرین و شوخ، هر لحظه، بر

 

  سر و روی این دو می زند . عشق جنون است و جنون چیزی جز خرابی و پریشانی

 

« فهمیدن » و « اندیشیدن » نیست اما دوست داشتن، در اوج معراجش از سرحد عقل

 

فراتر می رود و فهمیدن و اندیشیدن را نیز از زمین می کند و با خود به قله بلند اشراق می برد .

 

  « عشق » زیبایی های دلخواه را در معشوق می آفریند و دوست داشتن زیبایی های دلخواه

 

  را در دوست می بیند و می یابد ٬عشق یک فریب بزرگ و قوی است و دوست داشتن یک 

 

  صداقت راستین و صمیمی، بی انتها و مطلق . عشق در دریا غرق شدن است و دوست داشتن 

 

  در دریا شنا کردن عشق بینایی را می گیرد و دوست داشتن می دهد ٬ عشق خشن است و  

 

  شدید و در عین حال ناپایدار و نامطمئن و دوست داشتن لطیف است و نرم در عین حال

 

  پایدار و سرشار اطمینان ، عشق همواره با شک آلوده است و دوست داشتن سراپا یقین است و

 

شک ناپذیر . از عشق  هر چه بیشتر می نوشیم، سیراب تر می شویم و از دوست داشتن هر چه

 

بیشتر، تشنه تر ٬ عشق هر چه دیرتر می پاید کهنه تر می شود و دوست داشتن نوتر .  عشق

 

نیرویی است در عاشق، که او را به معشوق می کشاند و دوست داشتن جاذبه ای است در دوست

 

که دوست را به دوست می برد  . عشق، تملک معشوق است و دوست داشتن تشنگی محو شدن

 

دردوست .  عشق یک اغفال بزرگ و نیرومند است تا انسان به زندگی مشغول گردد و به

 

روزمرگی که طبیعت سخت آن را دوست میدارد ، سرگرم شود و دوست داشتن زاده وحشت

 

از غربت است و خودآگاهی ترس آور آدمی دراین بیگانه بازار زشت و بیهوده ، عشق لذت

 

جستن است و دوست داشتن پناه جستن .

 

  عشق غذا خوردن یک حریص گرسنه است

 

  و دوست داشتن « همزبانی در سرزمین بیگانه یافتن »  است  .   


کویر (دکتر شریعتی ) 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 9:31  توسط محبوبه | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ

پیوندهای روزانه
نردبانی تا خدا
خدایا واسه همه چیز شکرت
موفقیت
گیم
ناشناخته ها
کیاهان سحر آمیز
عاشقانه ها
طلوع عشق
تصویرها
و آنگاه روح
گروه موسیقی جم
دنیای سخن (آرش )
شاد باش شادی آور شادکن
مرد تنها در تنهائی گل نرگس
عاشقانه
سرزمین آریائی
شیراز پاتوق
پایگاه بزرگ خبر رسانی
پرشین موزیک
گل نرگس
آسمان
بازار خرید
میترا
آرشیو پیوندهای روزانه
گالری
گالری عکس نیلوفرانه
گالری موزیک نیلوفرانه
نوشته های پیشین
شهریور 1388
اردیبهشت 1388
بهمن 1387
آبان 1387
خرداد 1387
بهمن 1386
دی 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
پیوندها
theme
آریائی
سهراب سپهری
متافیزیک وعلوم غریبه
عشق خدائی واندیشه های زیبا
تماس با ارواح
در باره همه چیز
مهرپرستی
کیمیای عشق و بیداری
تجربه بودن
موسسه کیمیا
فرا درمانی
نگاه دیگران
اشوه
nadiasun
ماوراء الطبیعه و انرژی درمانی به روایت ناوال آرش بزرگ
طراحی وب
آیه های دلنشین
ارواح
دنیای بی جواب
انصاری
تصوف ایران
جن وپری
درمان با عرفان ( استاد محمد علی طاهری )
دست نوشته های یک جادوگر
قصه های خدا
رابطه خود شناسی با سلامتی ( آقای قاسم سلطانی )
تاریخچه ذن
( چتر وچراغ ) آقای غلامرضا منجزی
موسسه کیهان حلقه
ساز خدا ( آقای بابک فروزان )
انسان و فلسفه امتحان
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان