![]() |
![]() |
|
|
هر کسی گمشده ای دارد ، و خدا گمشده ای داشت . هر کس دو تاست ، و خدا یکی بود. و یکی چگونه می توانست باشد ؟ هر کسی به اندازه ای که احساسش می کنند ، هست و خدا کسی که احساسش کند ، نداشت . عظمت ها همواره در جستجوی چشمی است که آن را ببیند . خوبی ها همواره نگران ، که آن را بفهمند . و زیبایی همواره تشنه ی دلی است که به او عشق ورزد. و قدرت نیازمند ، کسی است که در برابرش رام گردد . و غرور در جستجوی غروری است که آن را بشکند . و خدا عظیم بود و خوب و زیبا و پر اقتدار و مغرور،اما کسی نداشت . و خدا آفریدگار بود و چگونه می توانست نیافریند . زمین را گسترد و آسمان ها را برکشید . کوه ها برخاستند و رودها سرازیر شدند و دریا ها آغوش گشودند وطوفان ها برخاست و صاعقه ها در گرفت . و باران ها و باران ها و باران ها . " در آغاز هیچ نبود ، کلمه بود و آن کلمه خدا بود ." و خدا یکی بود و جز خدا هیچ نبود . و با نبودن چگونه توانستن بود ؟ و خدا بود و با او عدم بود و عدم گوش نداشت . حرف هایی هست برای گفتن که اگر گوشی نبود ، نمی گوییم . و حرف هایی هست برای نگفتن ، حرف هایی که هرگز سربه ابتذال گفتن فرود نمی آورند . و سرمایه ی هر کسی به اندازه ی حرف هایی است که برای نگفتن دارد . حرف های بی قرار و طاقت فرسا که همچون زبانه های بی تاب آتشند . کلماتش هر یک انفجاری را در دل به بند کشیده اند . اینان در جستجوی مخاطب خویشند . اگر یافتند آرام می گیرند و اگر نیافتند ، روح را از درون به آتش می کشند . و خدا برای نگفتن ، حرف های بسیار داشت . درونش از آنها سر شار بود . و عدم چگونه می توانست مخاطب او باشد ؟ و خدا بود و عدم . جز خدا هیچ نبود . در نبودن ، نتوانستن بود . با نبودن نتوان بودن . و خدا تنها بود . هر کس گمشده ای دارد و خدا گمشده ای داشت .
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت 11:8 توسط محبوبه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| گالری |
|
گالری عکس نیلوفرانه گالری موزیک نیلوفرانه |
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1388 اردیبهشت 1388 بهمن 1387 آبان 1387 خرداد 1387 بهمن 1386 دی 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 |
|
RSS
|